مسافرت 2

چهارشنبه قرار استخر داریم با یکی از آشناهای همسری میریم و کلیییییی خوش میگذرونیم همونجا قراره ی مسافرت کوتاه گذاشته میشه,پنج شنبه ساعت 2 را میفتیم تو مسیر تا اونجا کلی میخندیم پیاده میشیم چایی بخوریم ولی هوا خیلی سرده چاییا تو دستامون میلرزه همدیگرو سوژه میکنیم کلی میخندیم تو عوارضیام سر ی داستان بوووووقی کلی مسخره بازی درمیاریم ساعت 8 اینا میرسیم همدان شام کوکو سبزی میخوریم تو سرما و سرپایی آخ ک چقد مزه میده و را میفتیم سمت سنندج 10 اینام سنندجیم ک ی آسمون پر ستاره داره میریم خونه یکی از آشناهای همسرینا ک خانومش خیلی ماهههه ی چایی گرم و خوشمزه و ی خواب آروووم تو ی خونه ی گرم و صمیمی:-D صبحم ی صبونه ی خوب و راه میوفتیم سمت آبیدر واااای عجب هوایی ی کم از کوه میریم بالا و کلی نفس میکشیم و عکس و خنده حسابی خوش میگذرونبم. بعد از ظهرم ما خانوما مجردی میریم خررررید شنبه اربعینه صبح میایم سمت خونمون دلمون واسه خونه ی ذره شده طفلی همسری همش فکرش اینه ک من راحتم؟ ب من خوش گذشته؟ حالم خوبه؟ای جووووونم عاشقتم مرسی ک انقد ماهیییی مسافرت خوبی بوووود ولی ماه عسل نبودااااا عاشقتم همسری بووووس:-*
زمان: 2015-06-17 09:08:01

مسافرت 2

چهارشنبه قرار استخر داریم با یکی از آشناهای همسری میریم و کلیییییی خوش میگذرونیم همونجا قراره ی مسافرت کوتاه گذاشته میشه,پنج شنبه ساعت 2 را میفتیم تو مسیر تا اونجا کلی میخندیم پیاده میشیم چایی بخوریم ولی هوا خیلی سرده چاییا تو دستامون میلرزه همدیگرو سوژه میکنیم کلی میخندیم تو عوارضیام سر ی داستان بوووووقی کلی مسخره بازی درمیاریم ساعت 8 اینا میرسیم همدان شام کوکو سبزی میخوریم تو سرما و سرپایی آخ ک چقد مزه میده و را میفتیم سمت سنندج 10 اینام سنندجیم ک ی آسمون پر ستاره داره میریم خونه یکی از آشناهای همسرینا ک خانومش خیلی ماهههه ی چایی گرم و خوشمزه و ی خواب آروووم تو ی خونه ی گرم و صمیمی:-D صبحم ی صبونه ی خوب و راه میوفتیم سمت آبیدر واااای عجب هوایی ی کم از کوه میریم بالا و کلی نفس میکشیم و عکس و خنده حسابی خوش میگذرونبم. بعد از ظهرم ما خانوما مجردی میریم خررررید شنبه اربعینه صبح میایم سمت خونمون دلمون واسه خونه ی ذره شده طفلی همسری همش فکرش اینه ک من راحتم؟ ب من خوش گذشته؟ حالم خوبه؟ای جووووونم عاشقتم مرسی ک انقد ماهیییی مسافرت خوبی بوووود ولی ماه عسل نبودااااا عاشقتم همسری بووووس:-*
زمان: 2015-06-17 09:08:01

تسلیت

امروزمرتضی پاشایی عزیز فوت شد همیشه ما آدما بعد از دست دادن خیلی چیزا حسرتشونو میکشیم امروز همش فک میکردم ک چرا نرفتم کنسرتش,امشب با همسری براش مراسم گرفتیم دوتایی با صدای خودش و یاد خاطره هایی ک با تک تک آهنگاش داشتیم واسه شادی روحش فاتحه فرستادیم و یادش کردیم خدابیامرزتش روحش شاد 
برچسب ها:
زمان: 2015-06-17 09:08:01

اولین ماهگرد سقف مشترک

پنجشنبه: صبح بیدار میشم و تصمیم میگیرم ماهگرد بگیرم ی بهونه واسه ی جشن دونفره ی دیگه میرم خونه  مادرشوهری و چادر مسافرتشونو ازش میگیرم. میام خونه و و تصمیم میگیرم اول ب خودم برسم. ساعت حدود دوازده ز میزنم همسری ک میگه تو راهم کل برنامه ریزیم ب هم میخوره چادرو میزارم تو اتاقو در اتاق و قفل میکنم همسری میرسه و ی کم مثل همیشه  یکم استراحت میکنه میوه میارم میخوریم و دراز میکشیم رو ب همدیگه و تصمیم میگیریم شکل درس کنیم با دستامون دستای همو میگیریم پاهامونم کج میکنیم شکل قلب درس میشه بعدشم کلی فکر میکنیم و شکل آرم کانال دو رو درس میکنیم و کلی میخندیم همسری بیرون کار داره میره و من با سرعت تمام دس ب کار میشم چادرو میارم وسط پذیرایی و دسر و سالاد کلم و درس کردن توی چادرو پوست کندن میوه و پختن چلو گوشت غذای محبوب همسری و چیدن سفره تو چادر رو ب تلویزیون آخرای کارامم ک همسر میرسه و کلی ذوق میکنه خیلی مزه میده شام تو اون محیط. آخر شبم میوه و دسر و قلیون ی جشن دونفره ک کلی ذوق و خنده توش بود اولین ماهگرد زیر ی سقف بودن با مرد مهربونی مثل تو همسریه گلم هزار بار مبارک
زمان: 2015-06-17 09:08:01

گذر زمان...

خیلی وقتهههه هیچی ننوشتم اصلا خیلی وقته ک دیگه ذوق و حس نوشتن ندارم دلیلشم ...بماند.چند وقت دیگه میریم تو چهارمین سال ازدواجمون!فک میکنم خیلی وقته ک ازدواج کردیم اصلا باورم نمیشه ک همش سه ساله ک ازدواج کردیم این سالا خیلی دیر گذشت این سالا با خیلی مشکلا سروکله زدیم تو گذر این سه سال خیلی چیزا عوض شد خود من خیلی عوض شدم خیلی محکم شدم البته محکم ن ب معنیه صبور محکم ینی دیگه مث قبل زودرنج نیستم و دیگه مث قبل شاد نیستم و دیگه مث قبل شیطون و باذوق نیستم و...خیلی جاها سعی میکنم دوباره بشم مث قبل ولی ی کم جلوتر میرم و بازم کم میارمو کم میارم.

و تنها دلخوشی این روزای من فقط و فقط رد شدن و رسیدن ب روزای خوب و تکرار نشدن ی روزایی تو این سالاست شایدم ی جاهایی ی موقعهایی کلا دلخوشیم ...

دعا میکنم تو این شبای عزیز برا همه برا همه اونایی ک در حقشون ظلم میشه برا همه اونایی ک دلخوشی ندارن برا همه اونایی ک آرامش ندارن برا همه اونایی ک محتاج دعان تا آروم شن تا شاد شن دعا میکنم دنیا پر از دلخوشی و خوشبختی شه برا همهههههه آدما دعا میکنم هیچ غصه ای نباشه تو دنیا دعا میکنم هیچکس سرشو با بغض و گریه و دل گیری رو بالشت نذاره مگر کسایی ک دل شکوندن بقیه براشون عادیه دعا میکنم خدا ب حق این ماه عزیزش ب همه سلامتی عطا کنه هیچ دلی رو شکسته و غمگین رها نکنه

زمان: 2018-05-16 12:00:04

ادامه ماه عسل

رفتیم سمت آلوارس و تو مسیر کلی عشایر دیدیم و کلی شتر و کوه بللللللند چقدر سرد بود هوا مجبور شدیم بخاری ماشین و روشن کنیم و با آهنگ آذری کلیدی کیف کنیم از اون فضا بالاخره رسیدیم تله سییژ و اولش ی کم ترسناک بود ولی رفته رفته ترسمون  کم شد و فقط سردمون  بود ب معنای  واقعی هر چی جلوتر میرفتیم  سردتر میشد  و نزدیک تر ب سبلان و ما یخ کردیم و کلی جیغ جیغ کردیم و حسابی بهمون خوش گذشت تا اینکه رسیدیم ایستگاه و تصمیم گرفتیم برگشت و پیاده برگردیم از رو کووووه  پتو پیچیدیم دور خودمون و اومدیم  پایین ک بیشتر از بالا رفتن بهمون خوش گذشت بعد نشستیم همونجا  و میوه و چایی خوردیم و حسابی لذت بردیم هوا و منطقش طوری بود ک دلمون نمیومد برگردیم ولی حسابی گشنمون  شده بود و برگشتیم و نهار خوردیم و رفتیم سمت نیر ی پارک جنگلی خیلی خشگل داشت رفتیم اونجا ک ی بارون حسابی گرفت و کلی ام ب خاطر بارون خوشحال شدیم و همونجا چایی خوردیم و کلی پیاده گشتیم و باز شب و برگشتیم سمت سراب و صبح روز بعدش را افتادیم مسیر برگشت هم حسااابی  تو ماشین با آهنگای آذری من رقصیدیم و خوش گذروندیم  تا رسیدیم ب ی باغ سیب تو میانه ک واقعا بهشتی بود برا خودش کلی سیب چیدیم از درخت و سیبای خوشمزهههههه  تو مسیر یکی دو جای دیه وایمار و حسابی خوش گذروندیم و رسیدیم و خونه و اینطوری  پرونده ماه عسل ما بسته شد ی ماه عسل ب معنای واقعی و کلییییی خوش گذرونی هفته ی بعدشم ی جشن کوچیک خودمونی  ب مناسبت ی سالگی ازدواجمون  گرفتیم ک اونم  واقعا خوش گذشت و حسابی رقصیدیم و خوش گذروندیم
برچسب ها: کلی میخندیم , میریم , همسری , عاشقتم , میخندیم , مسافرت , آشناهای , میفتیم , کلی میخندیم , میریم , همسری , عاشقتم , میخندیم , مسافرت , آشناهای , میفتیم , کلی ذوق , جشن دونفره , تصمیم میگیرم , همسری , تصمیم , میکنیم , چادرو , میگیرم , میگیریم , میارم , میکنه , ماهگرد , میرسه , دونفره , برا همه , دعا میکنم , همه اونایی , ندارن برا , ازدواج کردیم , خیلی وقته , این سالا , میکنم , اونایی , دلخوشی , نیستم , ندارن , ازدواج , روزای , کردیم , خوش گذروندیم , خوش گذشت , ماه عسل , بهمون خوش , چایی خوردیم , رفتیم سمت , حسابی , رسیدیم , گذروندیم , رفتیم , خوردیم , برگشتیم , بارون , رقصیدیم , همونجا , برگشت , معنای , م
زمان: 2018-05-16 12:00:08

ماه عسل 1

اولین سالگرد ازدواج من و قلب عزیزم دیروووز بود دوس داشتیم ی جشن حسابی بگیریم ولی تصمیم بر این شد ک نهایت استفاده رو از مرخصی قلب بکنیم و رفتیم مسافرت سه شنبه صبح زود عزم سفر کردیم و را افتادیم ب سمت آذربایجان تو راه ی جا وایسادیم و دوتایی صبحانه خوردیم سنگک و پنیر خامه ای کیبی!انصافا خیلی خوشمزه بود و کلی کیف کردیم بعد از سمت زنجان رفتیم ب طرف بستان آباد تو راه آهنگایی ک واسه عروسیمون دانلود کرده بودیم و گذاشتیم و کلیییی تو ماشین رقصیدیم و خندیدیم تاااا برسیم بستان آباد اونجام تو ی بلوااار!نهار خوردیم و شب رسیدیم سرااااب هوا عاااااالی بود شب اونجا موندیم و صبح حرکت کردیم سمت سرعین تو راه چند جا وایسادیم و از طبیعت عااااالی ک داشت کلی لذت بردیم تو سرعین رفتیم استخر و سه چهار ساعت تو استخر بودیم بعد با کلی خسسستگی رفتیم دیزی سنگی خوردیم وااااای ک چقد خوشمزه بود بعد رفتیم سرعین گردی و خرید دست تو دست با قلب عزززززیز هوا تارییییک شد و نم بارووووون و قطع شدن برق خیابوناااا شبم موندیم همونجا تو ی هتل پنجره ی اتاقمون رو ب سبلان بود صبحش ک بیدار شدیم من پنجره رو باز کردم هوا سررررد و سبلاااان پر برف بود از دور این بود ک تصمیم گرفتیم بریم سمت سبلان...

برچسب ها: کلی میخندیم , میریم , همسری , عاشقتم , میخندیم , مسافرت , آشناهای , میفتیم , کلی میخندیم , میریم , همسری , عاشقتم , میخندیم , مسافرت , آشناهای , میفتیم , کلی ذوق , جشن دونفره , تصمیم میگیرم , همسری , تصمیم , میکنیم , چادرو , میگیرم , میگیریم , میارم , میکنه , ماهگرد , میرسه , دونفره , برا همه , دعا میکنم , همه اونایی , ندارن برا , ازدواج کردیم , خیلی وقته , این سالا , میکنم , اونایی , دلخوشی , نیستم , ندارن , ازدواج , روزای , کردیم , خوش گذروندیم , خوش گذشت , ماه عسل , بهمون خوش , چایی خوردیم , رفتیم سمت , حسابی , رسیدیم , گذروندیم , رفتیم , خوردیم , برگشتیم , بارون , رقصیدیم , همونجا , برگشت , معنای , م , بستان آباد , خوشمزه بود , رفتیم , خوردیم , سرعین , کردیم , استخر , سبلان , موندیم , پنجره , بستان , وایسادیم , خوشمزه , تصمیم , بودیم
زمان: 2018-05-16 12:00:11

ماه عسل 1

اولین سالگرد ازدواج من و قلب عزیزم دیروووز بود دوس داشتیم ی جشن حسابی بگیریم ولی تصمیم بر این شد ک نهایت استفاده رو از مرخصی قلب بکنیم و رفتیم مسافرت سه شنبه صبح زود عزم سفر کردیم و را افتادیم ب سمت آذربایجان تو راه ی جا وایسادیم و دوتایی صبحانه خوردیم سنگک و پنیر خامه ای کیبی!انصافا خیلی خوشمزه بود و کلی کیف کردیم بعد از سمت زنجان رفتیم ب طرف بستان آباد تو راه آهنگایی ک واسه عروسیمون دانلود کرده بودیم و گذاشتیم و کلیییی تو ماشین رقصیدیم و خندیدیم تاااا برسیم بستان آباد اونجام تو ی بلوااار!نهار خوردیم و شب رسیدیم سرااااب هوا عاااااالی بود شب اونجا موندیم و صبح حرکت کردیم سمت سرعین تو راه چند جا وایسادیم و از طبیعت عااااالی ک داشت کلی لذت بردیم تو سرعین رفتیم استخر و سه چهار ساعت تو استخر بودیم بعد با کلی خسسستگی رفتیم دیزی سنگی خوردیم وااااای ک چقد خوشمزه بود بعد رفتیم سرعین گردی و خرید دست تو دست با قلب عزززززیز هوا تارییییک شد و نم بارووووون و قطع شدن برق خیابوناااا شبم موندیم همونجا تو ی هتل پنجره ی اتاقمون رو ب سبلان بود صبحش ک بیدار شدیم من پنجره رو باز کردم هوا سررررد و سبلاااان پر برف بود از دور این بود ک تصمیم گرفتیم بریم سمت سبلان...

برچسب ها: کلی میخندیم , میریم , همسری , عاشقتم , میخندیم , مسافرت , آشناهای , میفتیم , کلی میخندیم , میریم , همسری , عاشقتم , میخندیم , مسافرت , آشناهای , میفتیم , کلی ذوق , جشن دونفره , تصمیم میگیرم , همسری , تصمیم , میکنیم , چادرو , میگیرم , میگیریم , میارم , میکنه , ماهگرد , میرسه , دونفره , برا همه , دعا میکنم , همه اونایی , ندارن برا , ازدواج کردیم , خیلی وقته , این سالا , میکنم , اونایی , دلخوشی , نیستم , ندارن , ازدواج , روزای , کردیم , خوش گذروندیم , خوش گذشت , ماه عسل , بهمون خوش , چایی خوردیم , رفتیم سمت , حسابی , رسیدیم , گذروندیم , رفتیم , خوردیم , برگشتیم , بارون , رقصیدیم , همونجا , برگشت , معنای , م , بستان آباد , خوشمزه بود , رفتیم , خوردیم , سرعین , کردیم , استخر , سبلان , موندیم , پنجره , بستان , وایسادیم , خوشمزه , تصمیم , بودیم , بستان آباد , خوشمزه بود , رفتیم , خوردیم , سرعین , کردیم , استخر , سبلان , موندیم , پنجره , بستان , وایسادیم , خوشمزه , تصمیم , بودیم
زمان: 2018-05-16 12:00:13

عشق یعنی...بعدا نوشت

دلخور بودیم از هم !! رفتیم سمت پاتوقمون,از تاکسی پیاده شدیم و رفتم سمت راهروی اونجا تا حساب کنه و بیاد.یهو سرم و میارم بالا و میبینم داره تو خیابون دنبالم میگرده!;-) تو اوج قیافه و دلخوری بلند میخندم و صداش میزنم...دوس داشتن یعنی همین قیافه های ظاهری و بدون کینه<3 !!!میریم توو و هی باهام حرف میزنه و آروم و آروم تر میشم و آخرش صدای خنده هامونه ک تا خود خدا میرسه! رفتیم باهم کتاب گرفتیم و تو مسیر برگشت میگم قلب,بده من کتابارو سنگینه چپ چپ نگام میکنه و میگه دیگه چی!:@ تو خیابون هر سمتی ک ماشین میاد سریع از پشت سرم میره اون سمتی,ماشینا و مراقب بودن مال اونه و حس داشتن مردی ک مراقبمه مال خود خود خودم... خیلی عصبانیم و تو جادس و پشت فرمون داریم اس ام اسی حرفامونو ب هم میگیم ,یادم میاد ک اون قلب منه واس میدم ک پشت فرمون اس نده!من تو ناخوداگاهمم نخواسته مراقبشم و محکم بغلش کردم
برچسب ها: کلی میخندیم , میریم , همسری , عاشقتم , میخندیم , مسافرت , آشناهای , میفتیم , کلی میخندیم , میریم , همسری , عاشقتم , میخندیم , مسافرت , آشناهای , میفتیم , کلی ذوق , جشن دونفره , تصمیم میگیرم , همسری , تصمیم , میکنیم , چادرو , میگیرم , میگیریم , میارم , میکنه , ماهگرد , میرسه , دونفره , برا همه , دعا میکنم , همه اونایی , ندارن برا , ازدواج کردیم , خیلی وقته , این سالا , میکنم , اونایی , دلخوشی , نیستم , ندارن , ازدواج , روزای , کردیم , خوش گذروندیم , خوش گذشت , ماه عسل , بهمون خوش , چایی خوردیم , رفتیم سمت , حسابی , رسیدیم , گذروندیم , رفتیم , خوردیم , برگشتیم , بارون , رقصیدیم , همونجا , برگشت , معنای , م , بستان آباد , خوشمزه بود , رفتیم , خوردیم , سرعین , کردیم , استخر , سبلان , موندیم , پنجره , بستان , وایسادیم , خوشمزه , تصمیم , بودیم , بستان آباد , خوشمزه بود , رفتیم , خوردیم , سرعین , کردیم , استخر , سبلان , موندیم , پنجره , بستان , وایسادیم , خوشمزه , تصمیم , بودیم , قیافه
زمان: 2018-05-16 12:00:13

تزریق انرژی

ی هفته زندگی مشترک و تجربه کردم پیش قلب خونم,ی سری تلخیا بقیه ب وجود آوردن ک با گرمیه دستای عخشم اون تلخیا نابود میشدو کوهی و پشت سر خودم حس میکردم ک ی زمانی ب خاطر بودنش ب خاطر حضورش سر ب مهر بودم! قلب چایی خوردنش همیشه خاصه همیشه با مسخره بازی چای میخوره ,نشسته تو پذیرایی و داره تلویزیون تماشا میکنه منم تو آشپزخونه ظرفارو میشورم یهو میگه مغزززززز داره داره با این نلبکی قدیمیا چایی میخوره از اینا ک صدا داره,چقد چایی با اینا میچسبید,سریع براش ی چایی میریزمو ی دونه از اون نلبکیا میزارم کنارش و میبرم تا میبینه میخنده و شروع میکنه ب خوردن اونم با همون شیوه قدیمی و خنده دار,دوباره برمیگردم آشپزخونه صدام میزنه ی جوری ک انگار کارم داره از ته دلم میگم جون دلم ,میگه عاشقتم !کلی انرژی تزریق میشه بهم و ادامه کارمو با انرژی مضاعف انجام میدم .اینه مرد دیوونه ی مهربون من
برچسب ها: کلی میخندیم , میریم , همسری , عاشقتم , میخندیم , مسافرت , آشناهای , میفتیم , کلی میخندیم , میریم , همسری , عاشقتم , میخندیم , مسافرت , آشناهای , میفتیم , کلی ذوق , جشن دونفره , تصمیم میگیرم , همسری , تصمیم , میکنیم , چادرو , میگیرم , میگیریم , میارم , میکنه , ماهگرد , میرسه , دونفره , برا همه , دعا میکنم , همه اونایی , ندارن برا , ازدواج کردیم , خیلی وقته , این سالا , میکنم , اونایی , دلخوشی , نیستم , ندارن , ازدواج , روزای , کردیم , خوش گذروندیم , خوش گذشت , ماه عسل , بهمون خوش , چایی خوردیم , رفتیم سمت , حسابی , رسیدیم , گذروندیم , رفتیم , خوردیم , برگشتیم , بارون , رقصیدیم , همونجا , برگشت , معنای , م , بستان آباد , خوشمزه بود , رفتیم , خوردیم , سرعین , کردیم , استخر , سبلان , موندیم , پنجره , بستان , وایسادیم , خوشمزه , تصمیم , بودیم , بستان آباد , خوشمزه بود , رفتیم , خوردیم , سرعین , کردیم , استخر , سبلان , موندیم , پنجره , بستان , وایسادیم , خوشمزه , تصمیم , بودیم , قیافه , انرژی , آشپزخونه , میکنه , میخوره , تلخیا
زمان: 2018-05-16 12:00:15